X
تبلیغات
خردسرا - خفاش، دلفین، آرمادیلو و پلاتی پوس

خردسرا

علوم تجربی

خفاش:

خُفاش یا شبکور تنها پستاندارانی است که بال دارد و قادر به پرواز است. خفاش از راسته خفاشان (Chiroptera) است و این نام به معنی "دست‌های بال مانند" است. بال‌های خفاش با بال‌های بقیه پرندگان متفاوت است و به گونه دیگری ساخته شده، اما در عوض پوست بالهای خفاش جنسی شبیه چرم دارد و دارای خاصیت ارتجاعی است که باعث می‌شود بال هایش در طول استخوان‌هایی که دست‌ها و انگشتان خفاش را حرکت می‌‌دهند کشیده شود. به شکل مقابل نگاه کنید و ببینید که چگونه بال‌ها مرتب و ماهرانه اطراف بدن خفاش پیچیده شده اند.

دو گروه خفاش وجود دارد. گروه بزرگ‌تر، خفاش های حشره خوار، شبها غذای خود را شکار می‌‌کنند. گروه دوم خفاش های میوه خوار هستند که برای پیدا کردن میوه و شیره درختانی که از آنها استفاده می‌‌کنند، بینایی و بویایی خود را به کار می‌‌برد. خفاش های میوه خوار اول صبح و تنگ غروب از میوه‌ها تغذیه می‌‌کنند. خفاش ها جانوران اجتماعی هستند. آنها به طور گروهی و در گروه‌های بزرگ در غارها یا روی درختان، شب را بیتوته می‌‌کنند. خفاش ها تنها پستاندارانی هستند که قادرند پرواز کنند.

کوچک‌ترین خفاش و یکی از کوچک‌ترین پستانداران، خفاش پوزه‌خوکی کیتی تایلند می‌‌باشد. طول قد این خفاش 5/2 سانتی متر است که مساوی قد زنبوراست و وزن این خفاش 2 گرم می‌‌باشد.

خفاش های که در شب پرواز می‌‌کنند، مسیر و محل دقیق طعمه خود را به وسیله فرستادن امواج صوتی و دریافت بازتاب آن، پیدا می‌‌کنند. سیستم ردیابی که در کشتی ها برای پیدا کردن محل زیر دریایی دشمن به کار می‌‌رود،شبیه به ردیابی خفاش است. خفاش ها امواج صوتی در مسیر خود به چیزی برخورد می‌‌کند به سمت فرستنده امواج (خفاش) بازمی گردد و در آن موقع خفاش می‌‌تواند یک تصویر صوتی از مانع روبرو و محیط اطراف خود رسم کندو محیط اطراف را به خوبی ببیند. با استفاده از سیستم فوق خفاش ها می‌‌توانند اجسام متحرک مثل حشرات و اجسام بی حرکت مثل درخت را تشخیص دهد.

گونه ها:در حدود 1000 گونه از خفاش ها وجود دارد. خفاش ها در تمام نقاط جهان به استثناء قطب های جنوب و شمال، یافت می‌‌شوند این دو گونه اختلاف و تنوع بین انواع خفاش ها را نشان می‌‌دهند.

تقریباً هیچ چیز نمی‌تواند از دید خفاش ها فرار کند. گوش های بزرگ آن ها می‌‌تواند علایمی را که منعکس می‌شود بخوبی جذب کند. خفاش ها حتی می‌‌توانند اشیایی را که به نازکی مو هستند، تشخیص دهند. فناوری هیچ هواپیمای بی سرو صدایی نمی‌تواند به پیچیدگی خفاش ها باشد.

آنها شبها سریع و آهسته پایین می‌‌آیند، با چشمانشان حشرات خوابیده را در جای خود پیدا می‌کنند و با گوشهای بزرگ شان می‌‌توانند حتی صدای بهم خوردن آرواره‌های یک لارو پروانه را بشنوند.

این حیوانات در تاریک ترین شبها حواس خود را فعال می‌‌کنند. صدای خفاش از طریق بینی با بسامد بالا و شدت کم توسط انقباض ماهیچه‌های حلق ایجاد می‌شود. بعد از این که امواج صدا با صید برخورد کرد، بازتاب پیدا می‌‌کند. این بازتابش توسط گوشهای خفاش گرفته می‌شود. تنها در امریکای شمالی 44 نوع خفاش وجود دارد که بسیاری از جانورشناسان تاکید بر منفعت این پستانداران از زندگی بشر دارند، زیرا آن ها به مقدار زیادی از حشرات موذی تغذیه می‌‌کنند، حشراتی که هر سال میلیاردها دلار به کشاورزان و جنگل بانان ضرر می‌‌رسانند.

خفاش ها همچنین در گرده‌افشانی گیاهان شرکت می‌کنند و باعث پخش و انتشار بذرها می‌‌شوند. به خصوص این نقش مهم آن ها در جنگلهای بارانی بین گیاهان گوناگون وحشی مانند موز، انبه، بادام هندی، خرما و انجیر کاملاً مشهود است.

فضولات دفع شده از خفاش ها نیز در تنظیم زیستبوم (اکوسیستم) نقش بسیار مهمی دارند؛ چون این مواد شامل باکتری‌هایی هستند که می‌‌توانند مواد سمی را از زباله‌ها و شوینده‌ها جدا کنند.

از جنبه پزشکی هم می‌‌توان گفت ؛ خفاش ها خیلی دقیق خود را تمیز می‌کنند و یکی از تمیزترین حیوانات بوده و در برابر بیماریهای گوناگون پایدار هستند.

خفاش ها تنها برای دفاع از خود ممکن است مانند هر حیوان وحشی دیگری گاز بگیرند و این حیوان را فقط افراد خیلی ماهر می‌‌توانند صید کنند و از آنجا که آگاهی پژوهشگران درباره خفاش ها زیاد شده و طبیعت استفاده زیادی از آنها می‌‌برد، این امر باعث حفاظت از آنها شده است.

تولید مثل و زیستگاه: تولید مثل خفاش ها در مقایسه با پستانداران کوچک دیگر بسیار کمتر است، بیشتر ماده‌ها فقط یک بار در سال یک بچه به دنیا می‌‌آورند.همانند بقیه پستانداران، خفاش‌ها نیز دندان و مو دارند و برای ادامه زندگی نسل شان بچه می‌‌زایند. هنگامی که یک خفاش ماده آماده به دنیا آوردن نوزاد است، موقعیت و حالت قرار گرفتنش را طوری تنظیم می‌‌کندکه بتواند به طور عمودی از سرش آویزان بماند، به این منظور که درست در لحظه تولد، بچه اش را با دم خود بگیرد.

بچه خفاش توسط مادرش برای مدتی طولانی پرستاری و مراقبت می‌شود. خفاش‌های مادر، بچه هایشان را نزدیک خود نگه می‌‌دارند و برای گرم نگه داشتن و حفاظت از بچه هایشان بال های خود را به دور آنها می‌‌پیچند.

در شب، یک نوزاد خفاش، برای یافتن غذا به موهای تن مادرش می‌‌چسبد و همراه او می‌‌رود. وقتی که وزن بچه خفاش سنگین شود، مادر به تنهایی برای یافتن غذا می‌‌رود و آن را برای بچه به لانه می‌‌آورد. این روش ادامه پیدا می‌‌کند تا زمانی که خفاش جوان چهار هفته از تولدش بگذرد و خودش بتواند شروع به شکار کند و به همراه مادر برای یافتن غذا به بیرون از محل زندگی بروند.خفاش‌ها در آب و هوای سرد ممکن است در بهار و پاییز کوچ کنند، سرپناهی را در غارها پیدا کرده و به خواب زمستانی بروند. در پاییز، وزن خفاش‌ها زیاد می‌شود و لایه‌ای از چربی به بدنشان اضافه می‌شود. اگر خفاشی قبل از رسیدن بهار و گرم شدن هوا از خواب زمستانی بیدار شود، به احتمال خیلی زیاد از گرسنگی خواهد مرد. می‌‌دانید چرا؟

به این دلیل که سوخت و ساز بدن خفاش‌ها به گونه ایست که وقتی بیدار هستند بسیار سریع ذخیره غذایی شان مصرف شده و به پایان می‌‌رسد.

تغذیه: تعدادی از خفاش‌ها از حشرات و بی مهرگان دیگر تغذیه می‌‌کنند. تعداد پشه‌ها و دیگر حشراتی که روزانه خفاش‌ها می‌‌خورند باور نکردنی است. یک خفاش می‌‌تواند هر شب بین 1000 تا 3000 حشره را بخورد! در نواحی گرمسیری، تنها تعداد کمی از خفاش‌ها موفق به خوردن قورباغه، ماهی یا پرنده‌ای کوچک به عنوان غذا می‌‌شوند. بقیه خفاش‌ها شهد گل ها را می‌‌نوشند، گرده گل ها را می‌‌خورند و یا از میوه‌ها تغذیه می‌‌کنند. در نواحی گرم و مرطوب مرکزی و جنوبی آمریکا، نوعی خفاش خون آشام منفور وجود دارد که از خون پستانداران و پرندگان تغذیه می‌‌کند. اما فراموش نکنید، فقط یک نوع از خفاش‌ها این گونه هستند.خفاش‌ها عملا حیوانات بی آزار و کم رویی هستند.

اصولآ پرندگان بعد از پرواز در جایی فرود می‌‌آیند، در حالی که خفاش‌ها به جایی آویزان می‌‌شوند. هنگام استراحت پرندگان بال هایشان را جمع می‌‌کنند، اما خفاش‌ها بال هایشان را به دور بدنشان می‌‌پیچند.

دلفين:

 در گذشته وال های دندان دار کوچک را دلفین می نامیدند.آنها پستانداران کوچکی هستند که متعلق به رده cetacea و جز خانواده Delphinidae و شامل 36 گونه و 17 جنس می باشند.
دلفین ها هم در آب های شور زندگی می کنند و هم در آب شیرین مثل رودخانه آمازون و... البته بسته به این که در چه آبی زندگی می کنند، کمی شکل ظاهری متفاوتی دارند. به این صورت که دلفین های آب شور دارای باله پشتی مشخصی هستند اما دلفین های آب شیرین به جای باله پشتی دارای کوژ(بر آمدگی) در قسمت پشت خود هستند.
دلفین ها قادرند با سرعتی در حدود 40 کیلومتر در ساعت حرکت کنند .دلفین ها دارای حس چشایی تقریبا خوبی هستند و مزه غذاها را درک می کنند اما در عوض حس بویایی ضعیفی دارند.


يکى از اين جانوران جالب و شگفت‌انگيز، دلفين‌ها هستند. دير زمانى است که دلفين‌ها حس کنجکاوى انسان‌ها را سخت متوجه خود کرده‌اند. ما شيفتهٔ ظرافت‌، هوش و بازيگوشى آنها هستيم. حرکت‌هاى دلپذير و زيبا، صداى شيرين و سيستم‌هاى اجتماعى و پيچيدهٔ آنها، هميشه براى انسان‌ها جالب و مجذوب‌کننده بوده و شنا کردن با دلفين‌ها يکى از شانس‌هاى زندگى امروزى به‌شمار مى‌رود.
براى نخستين‌بار در سال ۱۹۷۸ بود که مطالعه روى دلفين‌هاى خال‌دار توسط پژوهشگران آغاز شد. دلفين‌ها کوچکترين عضو خانوادهٔ وال‌ها هستند. وال‌ها نيز در زمرهٔ نهنگ‌هاى دندان‌دار قرار مى‌گيرند. به‌صورت طبيعى دلفين نر کمى بزرگتر از دلفين ماده است و البته به‌طور قابل ملاحظه‌اى سنگين‌تر.
طول زندگى دلفين‌ها به فاکتورهاى متنوعى بستگى دارد، مانند فعاليت‌هاى روزانه‌ آنها و همين‌طور مکانى که آنها در آن زندگى مى‌کنند. متوسط طول عمر يک دلفين ممکن است حدود۲۰ سال باشد، اما طول عمر بعضى از آنها به ۴۸ سال نيز مى‌رسد. براى تخمين سن دلفين‌ها از تعداد لايه‌هاى دندان‌ها استفاده مى‌کنند. بيمارى‌هائى که ممکن است يک دلفين به آنها دچار شود، بيمارى‌هاى ويروسى يا عفونت‌هاى قارچى يا ميکروبى است. علاوه بر اين، دلفين‌ها ممکن است به مشکل‌هاى ديگرى نظير اختلال‌هاى تنفسي، گوارشي، زخم معده، تومور و بيمارى‌هاى پوستى نيز دچار شوند و البته اين جانوران از دست قاتلان خود شکارچيانى هم چون کوسه‌ماهى‌ها، وال‌هاى قاتل و مهم تر از همه بشر نيز در امان نيستند. يکى از شگفت‌انگيزترين قسمت‌های بدن اين موجود ترکيب و هماهنگى رنگ پوست آن است. پوست يک دلفين از رنگ‌هاى خاکستري، خاکسترى سبز و خاکسترى قهوه‌اى در پشت شروع و به رنگ سفيد يا سفيد صورتى در زير شکم يا تنهٔ حيوان ختم مى‌شود. رنگ‌هاى متنوع پوست دلفين، او را در بيشتر مواقع از دست شکارچيان در امان نگه مى‌دارد. پوست دلفين مانند پوست بدن انسان بسيار حساس و ظريف است و با ضربه‌اى به راحتى صدمه مى‌بيند. حس شنوائى و دستگاه شنوائى دلفين‌ها، بسيار حساس و پيچيده است. حس شنوائى در دلفين‌ها علاوه بر تشخيص صداها بر تعادل، چرخش و پيچيدن بدن به کار گرفته مى‌شود. حس بينائى اين حيوان هم در درون آب و هم در بيرون آب بسيار خوب است، به اين دليل که چشم دلفين‌ها قابليت انطباق‌پذيرى بالائى دارد.
اگر روز دلفين‌ها را به سه قسمت تقسيم کنيم، يک‌سوم آن را به خواب و استراحت،يک‌سوم ديگر را به خوردن و يک‌سوم باقى‌مانده را به بازى‌گوشى مى‌‌گذرانند. دلفين‌ها اغلب با هدايت يک سرگروه، به‌صورت گروهى زندگى مى‌کنند و زندگى اجتماعى دلفين‌ها همانند انسان‌ها است. به‌طورى‌که اگر آنها را از يکديگر جدا کنيم، رنج مى‌برند و دچار افسردگى مى‌شوند و حتى ممکن است منجر به مرگ آنها شود.  اندازهٔ مغز دلفين‌ها قابل مقايسه با مغز انسان‌ها است.
دلفين‌ها جانورانى هستند که در ميان جانداران پس از انسان‌ها داراى بزرگترين مغز هستند. در گذشته‌ها ما فکر مى‌کرديم فقط انسان‌ها و ميمون‌هاى بزرگ داراى حافظه‌اى قوى هستند، اما دکتر ”دايانا هيس“ پژوهشگر در آکواريوم نيويورک در اين‌باره مى‌گويد: ”دلفين‌ها حافظهٔ فوق‌العاده‌اى دارند و بسيار زود ياد مى‌گيرد

آرمادیلو:

 پستانداری است که بدنش، با قطعات سخت استخوانی (مانند زره)پوشیده شده است. در طبقه‌بندی جانوران، در همان خانواده‌ای قرار دارد که مورچه‌خوار و حیوان تنبل قرار می‌گیرند. آرمادیلو در مناطقی از آمریکای شمالی و در همه جای آمریکای جنوبی یافت می‌شود. دو گونه آرمادیلو وجود دارد که بزرگ‌ترین آن، آرمادیلوی غول‌پیکر با طولی برابر5/1 متر است.



آرمادیلوها، انواع مختلفی از گیاهان، حشرات و جانوران کوچک را می‌خورند. آنها به خوردن مورچه‌ها و موریانه‌ها بسیار علاقه دارند، این جانوران با پاهای جلو و پنجه‌های نیرومندشان زمین را می‌کنند و مورچه‌ها و موریانه‌ها را پیدا می‌کنند و می‌خورند
آرمادیلوها می‌توانند هنگام خطر خود را جمع کنند و به صورت یک توپ درآیند. در چنین حالتی از سر و دم فقط قسمت‌های سخت آنها دیده می‌شود و بهاین ترتیب از خطر دشمنان در امان می‌مانند. با وجود پوشش سنگین بدن، آرمادیلوها می‌توانند به خوبی شنا کنند، آنها برای شناور شدن در آب، مقداری هوا می‌بلعند.
 کوچک‌ترین نوع آرمادیلو، آرمادیلوی صورتی است که فقط 16 سانتی‌متر طول دارد.

 پوشش سخت آرمادیلوها معمولاً از نه بند تشکیل شده است

 

نوک اردکی Platypus: که در زبان لاتین به معنای پهن پا می‌باشد و نام فارسی آن نوک اردکی یا ارنی ترنگ است وقتی دانشمندان انگلیسی در سال 1799 آنرا یافتند. نامش را کبک گذاشتند زیرا شبیه بسیاری از حیوانات بود. ولی هیچیک آنها به شمار نیامد. این جانور دارای منقار اردک ، دم سگ آبی و پوستی پر پشت است. مانند پرندگان تخم می‌گذارد ولی مانند پستانداران به بچه‌اش شیر می‌دهد. محل زندگی این حیوان در شرق استرالیا و جزیره تالمانی است سوراخهای بین این حیوان در جلو منقارش است. از اینرو می‌تواند مدتها در زیر آب بماند زیرا فقط سر خود را اندکی بیرون از آب نگه می‌دارد و تنفس می‌کند. پنجه‌های جلو پلاتی پوس پره‌دار است و همین امر شنا کردن آنرا آسان می‌کند اما چون به خشکی می‌آید پرده هایش در زیر پایش جمع می‌شود و در عوض چند پنجه نمایان می شود.

پلاتی پوس ماده 1 تا 3 تخم می گذارد این تخمها را بوسیله دم خود به بدنش می چسباند و آنقدر همراه خود نگه می‌دارد تا نوزادان بیرون بیایند نوزاد پلاتی پوس در حالی که دندان در دهان دارد به دنیا می‌آید و از شیر مادر تغذیه می‌کند و به زودی دندانهای نوزاد می‌ریزد و به جای آن از تکه‌های سفت و شافی کناره‌های منقار خود استفاده می‌کند. در جهان تنها پستاندار زهردار پلاتی پوس است. غده‌های زهری‌اش نزدیک ران هایش قرار دارد و زهر را از طریق مجرایی به سیخک های پای عقب حیوان می‌فرستد زهرا و شبیه زهر مار است و گویا در فصل جفت گیری برای از بین بردن رقیب از آن استفاده می‌کند یعنی برای بدست آورد جفت دلخواه خود پلاتی پوس شبها به شکار کرم خاکی ، حشرات آبی ، خرچنگ آب شیرین می‌پردازد و در روز در لانه خود که در زیر گل و لای‌اش بر می‌برد.

نوشته شده در جمعه چهاردهم اسفند 1388ساعت 12:6 توسط سکینه سنگین آبادی|


آخرين مطالب
» تصاویری از نخستین ماه گرفتگی سال 2014
» مادرم
» يك
» سال نو مبارك
» روز درختکاری
» اگر شما پرنده بودید دنیا را از بالا این طور می دیدید
» تغذیه رنگین کمانی با این رنگ های زندگی
» وقتی سرها هوس فداکاری می کنند...
» تصاویر طبیعت
» غیـرواقـعی هایی که به عنوان واقعیـت پذیرفتـه ایم !

Design By : Pichak